آخرین مسافر
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 30 بهمن 1385
حضوری گر همی خواهی از او غایب نشو

         از حضرت سجاد روایت است که:

 اگر کسی از شیعیان ما در عصر غیبت قائم ما به مرگ طبیعی از دنیا برود و در خط پیروی از ما اهل بیت باشد خداوند اجر هزار شهید بدر و احد را برایش ثبت می‌کند.

روایت روایت عجیبی است  شاید هم زیاد عجیب نباشد چون امثال عمار و مالک میدیدند حضرت را ولی ما ندیده ایمان آورده ایم و استقامت میکنیم (ان شاءالله).

اما در خط ولایت بودن یعنی چه ؟

دقیق نمیدانم ولی همین قدر می‌دانم که معنی اش این نیست که قلب امام زمان را خون کنیم.

معنی اش این نیست که او را آنقدر حاضر نبینیم که در خلواتمان هر گناهی از ما سر زند.

این نیست که هیج باری از دوش حضرتش برنداریم که شاید خودمان باری عظیم بر گردن ایشان باشیم

این نیست که هفته ای یک بار اون هم به بهانه این که دلمون گرفته یا تلویزیون کلیپی از امام زمان پخش کند دلمان هوایش را کند!

    تا حالا شده دلت برای اما زمانت تنگ بشه؟

تا حالا شده هوس کنی باهاش حرف بزنی؟

تا حالا چند بار تو خلوت باهاش حرف زدی ؟

تا حالا چند بار واقعا خواستی تا جمال زیبایش را ببینی؟

تا حالا چند بار صبح که از خواب بیدار شدی گفتی السلام علیک یا صاحب الزمان؟

تا حالا چند بار به خاطر او رفتی جایی تا شاید نفس مسیحایی اش بهت بخوره؟

تا حالا شده ...

 

حالا خودت کلاهتو قاضی کن.

در خط ولایت بودن اینه؟

بعد نگی من تو خط ولایت بودما؟

حضوری گر همی خواهی از او غایب نشو

 


شنبه 28 بهمن 1385
هفته شهدا

هفته شهدا تمام شد و هنوز  نفهمیدم که ...

 

آیا هنوز هم درب شهادت باز است؟

آیا شهادت تنها راه رسیدن به سعادت است؟

انصافا شهدا چه کردند که همه حجب را دریدند و در دامان حضرتش جان سپردند؟

یکی میگفت شهدا مثل شما ها بودند. شهدا مثل ما بودند؟

پس چرا آنها انتخاب شدند و ما ماندیم؟

فکر کنم سرمون شیره مالیدن. اگه شهدا مثل ما بودند پس ما هم شهیدیم دیگه

اما نه اینگونه نیست . تک تک این شهدا به مقامی رسیدند که هر چه جز او در دلشان بود را رها کردند و در میان همه تعلق‌های دنیوی خود تنها معبود را انتخاب کردند؟

تمام دنیایشان را در یک ساک دستی جای دادند و به سمت جبهه های نبرد حرکت کردند و در شب عملیات همان ساک را هم زمین گذاشتند و در راه خدا اسلحه به دست گرفتند و از مطاع دنیا جز  پیراهن کهنه ای انتخاب نکردند.

چگونه می‌توانیم مثل آنها باشیم حال آنکه دیگر اللهم اخرج حب الدنیا من قلبی در ذکر قنوتمان نیست؟

و تمام فکر و ذکرمان صبح تا شام در جستجوی چیزی است که آن را خدا تکفل کرده است یعنی روزی!

یا ابا عبدالله

 


شنبه 28 بهمن 1385
رنگ تغزل

ساعات عمر من همگی رنگ غم گذشت

               دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 

مانند مرده ای متحرک شدم بیا

               بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت

 

می‌خواستم که وقف تو باشم تمام عمر

            دنیا خلاف آنچه که می‌خواستم گذشت

 

بعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایم

                از خیر شعر گفتن حتی قلم گذشت

 

مولا شمار درد دلم بی نهایت است

                تعداد درد من به خدا از رقم گذشت


پنجشنبه 26 بهمن 1385
یوسف زهرا

می گفت که یوسف است ان شاءالله

                      با زشتی ما کنار خواهد آمد

 

می گفت چه غم نیامد و جان دادید

                       بر بستر احتضار خواهد آمد

 

می گفت دعای ندبه را جمع کنید

                            پایانه انتظار خواهد آمد


چهارشنبه 25 بهمن 1385
یا زین العابدین

با عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام سجاد

او که تا پایان عمر هر روز شب برای پدر و امام مظلومش به هر بهانه ای می گریست!

 

تنها نه خون به داغ پدر از بصر گریست

                 هر جا که آب دید به یاد پدر گریست

چون دید گوسفند ذبیحی به هر کجا

          آهی کشید و سخت ز سوز جگر گریست

از داغ جانگداز شهیدان کربلا

        هم در حضر گریست و هم در سفر گریست


>>

تعداد بازدیدکنندگان : 50024


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

یاران ، این قافله ، قافله ی عشق است و این راه که به سرزمین کربلا می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که: الرحیل الرحیل.
از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد.این دعوت فَیَضانی است که علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و ... بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین ، حسین ، حسین ...  . نمی تپد ، حسین حسین می کند .
یاران شتاب کنید که زمین نه جای ماندن است ، که گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفکند؟ ... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا ، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین که از من و تو شایسته تر است.
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

شناسنامه کامل من...
خبرنامه





Powered by WebGozar