آخرین مسافر
دی 1393
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30


آرشیو
موضوع بندی
جمعه 24 آبان 1387
محمد لگنهاوزن

دکتر محمد (گرى) لگنهاوزن در سال (1953م) در یک خانواده مذهبى (کاتولیک) در شهر نیویورک متولد شد و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان کاتولیک گذراند. وى در دانشگاه ایالت نیویورک و پس از آن، در دانشگاه رایس، در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت و موفق به اخذ مدرک دکترا شد. او هنگام تدریس در دانشگاه تگزاس جنوبى با دانشجویان مسلمان آشنا شد و بعد از تحقیق درباره اسلام، که تقریباً سه سال به طول انجامید، به آیین اسلام و مذهب تشیع گروید و انجمن دانشجویان مسلمان را در آن دانشگاه تشکیل داد. 

تصویر

وى درباره اسلام چنین مى گوید: ببینید وقتى من به اسلام و تشیع نگاه کردم این طور نبود که پاسخ تمامى سؤالاتم را در آنجا پیدا کردم. آن چیزى که در اسلام بیش‏تر از همه براى من جاذبه داشت، این بود که چقدر این دین از این نوع سؤالاتى که من در ذهن داشتم، استقبال مى‏کرد. من به راحتى مى‏توانستم افراد دیگرى را در این دین بیابم که با این مسائل درگیر بودند و تحقیقاتشان در راستاى پاسخ به همین سؤالات بود. این ویژگى یک احساس برادرى در من ایجاد مى‏کرد. من در اسلام با این مسئله روبرو نشدم که کسى بگوید اشکال شما این و جوابش هم این است. اصلاً این طور نبود. براى مثال من سؤال مى‏کردم که از عدالت چه مى‏فهمید؟ بعضى از مسلمانان مى‏گفتند: در روایت داریم که امام على‏(ع) فرمودند: «عدالت بدان معناست که هر چیزى در جاى خودش باشد» من سؤال مى‏کردم که خوب این جمله یعنى چه؟ اصلاً جاى هر چیز کجاست؟ و.... آنها پاسخ مى‏دادند که ما هم مى‏خواهیم بفهمیم که این حدیث به چه معنایى است؟ و چه ایده‏اى را مى‏توان از آن استخراج کرد. من فکر کردم که این روش تحقیقى خیلى خوبى است. یک نوع چارچوب کلى وجود دارد و محقیقین به دنبال پرکردن این چارچوب هستند.
 آن چیزى که براى من در اسلام جاذبه داشت، آن بود که دعوت به تحقیقات بیش‏تر در تعالیم این دین وجود داشت و در این راه جواب آماده و حاضرى از قبل وجود نداشت. در مورد دین مسیحى، تجربه من این بود که چنین حالتى وجود نداشت و مسیحیت به سؤال‏ها اصلاً جهت نمى‏داد. آن‏هایى که سنتى بودند مى‏گفتند که جواب این سؤال‏ها داده شده و این پاسخ‏ها خیلى مشخص و روشن است. اما وقتى که با بچه‏هاى مسلمان بحث مى‏کردم، مى‏دیدم که این‏جا یک جهتى وجود دارد. آنها با بررسى روایات جهت پیدا مى‏کردند و به همین جهت مى‏دیدم که با بررسى بیش‏تر مسائل به پاسخ‏هاى روشن‏ترى مى‏رسند.

منبع : الشیعه


یکشنبه 12 آبان 1387
دعای امام رضا علیه السلام براى حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه

یونس بن عبدالرحمان از امام رضا علیه السلام روایت کرده که آن حضرت به دعا براى صاحب الزمان(عج) امر مى‌فرمود و یکى از دعاهاى ایشان براى آن حضرت چنین بود:

پروردگارا!

بر محمّد و خاندانش درود فرست، و از دوستت، خلیفه‌ات، حجّتت بر خلقت، و آن زبانى که معرف توست و گویاى حکمت تو، و آن چشم بیناى تو در میان مخلوقاتت، و گواه بر بندگانت ... بزرگمرد مجاهد کوشا، بنده پناهنده به تو، دفاع کن .

خداوندا!

او را از شرّ آنچه آفریدى و پدید آوردى و ایجاد نمودى و پروراندى و تصویر نمودى در امان دار، و او را از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ، و از بالا و پایین محافظت فرما، آن گونه که هر که در حفاظت تو باشد ضایع نگردد.

در وجود او، پیامبرت را، و وصى ّپیامبرت را، و پدرانش را؛ پیشوایانت و ارکان دینت را ـ که درود تو بر تمامى آنان باد ـ حفظ نما، و او را در امانت خودت که هرگز ضایع نگردد، و در همسایگى‌ات که مورد تعرّض قرار نگیرد، و در نگهدارى و حمایت خودت که مورد ظلم واقع نشود، قرار ده.

خدایا!

او را به امان محکمت در امان دار، که هر که در آن قرار گیرد هرگز شکست نخورد، و او را در حمایت خودت که هر که در آن باشد ظلم نبیند قرار ده، و او را به یارى برترت یارى ده، و به قدرتت توانایش کن، و فرشتگانت را پشت سر او قرار ده.

بارالها!

دوست دار هر که او را دوست دارد، و دشمن دار هر که با او بستیزد، و زره محکمت را بر او بپوشان، و فرشتگانت را گرداگرد او قرار ده.

پروردگارا!

او را به برتر از مقامى که عدالت گسترانِ از پیروان پیامبرانت را به آن مقام رساندى، برسان.

خداوندا!

شکاف‌ها را با او پر کن، گسستگى‌ها را به او پیوسته دار، ظلم را به او بمیران، عدالت را نمایان ساز، و زمین را به عمر طولانى‌اش زینت بخش، و او را با یارى تأیید کن، و با بیم نصرت نما، و براى او گشایشى آسان قرار ده، و از جانب خودت براى او برهانى قاطع بر دشمنت و دشمنش مقدّر کن.

بارالها!

او را قائم منتظر قرار ده، و پیشوایى که به او مانع ظلم مى‌شوى، و او را با یارى قدرتمند و پیروزى نزدیک توانا کن، و او را وارث شرق و غرب جهان که برکتشان دادى قرار ده، سنّت پیامبرت را به او زنده کن، تا هیچ حقّى را به خاطر ترس از مخلوقى پنهان ندارد، یاورش را نیرو ده، و دشمنانش را خوار، و هر که با او بستیزد و مکر کند نابود کن.

بارالها!

سرکشان کافر و سالارانشان و ریش سفیدانشان و یاورانشان را نابود ساز، و سرکردگان گمراهى و بدعت گذاران و سنّت‌شکنان و تقویت کنندگان باطل را در هم شکن، سرکشان را به او خوار فرما، و کافران و منافقان و بى‌دینان را به دست او نابود کن، ... هر وقت و هر جا که باشند ... در شرق و غرب زمین، در خشکى و دریا، در دشت و کوه، تا هیچ جنبنده‌اى از آنان را زنده نگذارى، و نشانى از ایشان بر جاى ننهى .

بارالها!

شهرهایت را از ایشان پاک کن، و بندگانت را از شرّ ایشان برهان، و مؤمنان را به او عزّت ببخش، و سنّت‌هاى فرستادگانت را به او زنده ساز، و حکم پیامبران را عمومى گردان، و آنچه از دینت از بین رفته و از حکمت‌هایت دگرگون شده دوباره بیاور ... تا دینت به او و به دست او پر طراوت و نو و بدون هیچ کژى گردد، در حالى که بدعتى در او نیست ...

و تا به عدالت او تاریکی‌هاى ستم، روشن و آتش کفر خاموش کنى، و جایگاه‌هاى حق و عدالت ناشناخته را [از آلودگی‌ها] پاکیزه، و مشکلات احکام را به او روشن بگردانى .

بارالها!

او همان بنده توست که بر غیب او را امین دانستى، و او را از [ارتکاب گناه] نگاه داشتى، و به دورى او از بدی‌ها حکم فرمودى، و از هر پلیدى او را پاکیزه نمودى، و از هر چرکى او را دور کردى، و از دو دلى او را در امان داشتى .

بارالها!

در روز قیامت و روز وقوع آن بلاى بزرگ براى او گواهى مى‌دهیم که گناهى انجام نداده، و معصیتت را مرتکب نشده، و فرمانبرى‌ات را ضایع ننموده، و پرده‌اى را ندریده، و بایسته‌اى را تبدیل نکرده، و آیین تو را تغییر نداده است، و او امام هدایتگر، هدایت شده، پاکیزه، با تقوا، وفا کننده و پسندیده‌ی پاک مى‌باشد.

بارالها!

پس بر او و پدرانش درود فرست و به او و فرزندان و خاندان و نسل و امّت و تمامى پیروانش، آنچه روشنى چشم و شادمانى او را در بردارد عطایش کن، و فرمانروایى او را در تمام مکان‌ها، دور و نزدیک، بر قدرتمداران و فرمانبران [آن نواحى] بگستران، تا حکم او بر تمامى احکام غالب و هر باطلى را با حقّ او نابود سازى .

بارالها!

به دست او ما را به راه هدایت و بزرگ و میانه‌اى ببر که تندرو به سوى او باز گردد و دنباله‌رو به آن برسد.
بارالها!

ما را بر فرمانبرى او نیرو، و بر همراهى او راست بگردان، و به متابعت او بر ما منّت گذار، و ما را در حزب او، که قیام کنندگان به امرت، و صبرکنندگان به همراهش، و آنان که با خیرخواهى براى او جویاى خشنودى‌اند، قرار ده، تا این که در روز قیامت ما را در زمره یاوران و پشتیبانان و تقویت کنندگان حکومتش محشور گردانى.

بارالها!

بر محمّد و خاندانش درود فرست، و این را از طرف ما براى خودت، در حالى که از هر شک و شبهه و خودنمایى و شهرت‌طلبى به دور باشد، قرار ده، تا بر غیر از تو بر آن اعتماد نکنیم، و قصدى جز تو نداشته باشیم، و ما را در جایگاه او وارد کن، و در بهشت همراه او قرار ده، و ما را در کار او به دلتنگى و خستگى و سستى و پراکندگى مبتلا مساز، و ما را از کسانى قرار ده که از آنان براى یارى دینت کمک گرفته و به آنان ولیّت را عزیز مى‌گردانى، و به جاى ما گروه دیگرى را برنگزین چه این که این کار بر تو آسان و بر ما بسیار گران و دشوار است، و تو بر هر کار توانایى .

بارالها!

بر والیان عهدش درود فرست، و ایشان را به آرزوهایشان برسان، و عمرشان را طولانى ساز و آنان را یارى ده، و براى او آنچه از امر دینت را به آنان نسبت داده‌اى به نهایت برسان، و ما را پشتیبانان آنان و یاوران دینت قرار ده، و بر پدران پاکیزه‌اش و پیشوایان هدایتگر درود فرست.

بارالها!

ایشان معدن‌هاى سخنان تو، و خزینه‌داران علم تو، و حاکمان امر تو، و بندگان خالص تو، و بهترین مخلوقات تو، و دوستانت و فرزندان دوستانت، و برگزیدگانت و فرزندان برگزیدگان تواند که درود و رحمت و برکاتت بر تمامى آنان باد.

بارالها!

(درود و رحمتت بر) همکاران او در کارش، و یاورانش در فرمانبریت، کسانى که آنان را سنگر و سلاح او، و پناهگاه و مورد علاقه او قرار داده‌اى، آنانى که از خانواده و فرزندان جدا شدند، و جلاى وطن کردند، و بستر راحت را ترک گفتند. از تجارتشان دست شستند، و از روزى خود کاستند، و در جایگاه‌هایشان دیده نشدند، بى آنکه از شهرشان رفته باشند، و با بیگانگانى که در کارشان یاریشان مى‌کنند هم قسم شدند، و با نزدیکانى که آنان را از کارشان بازمى‌داشتند مخالفت کردند، و بعد از روى گرداندن و دورى از یکدیگر با هم ائتلاف کردند، و آنچه که ایشان را به برخوردارى از بهره‌هاى گذراى دنیایى مى‌رساند جدا کردند.

بارالها!

ایشان را در جایگاه استوارت و در پناه خودت قرار ده، و هرگونه گرفتارى را که از جانب دشمنان متوجّه آنان مى‌باشد، از ایشان دور کن، و بر کفایت و پشتیبانى و یارى دادن به آنان بیفزاى، آن مقدار که ایشان را در فرمانبریت کمک کنى، و به حق ایشان، باطل آنان را که درصدد خاموش ساختن نور تو مى‌باشند از بین ببر، و بر محمّد و خاندانش درود فرست و به ایشان تمامى آفاق زمین و کرانه‌هاى آن را از دادگرى و داد و بخشایش و فزونى پر کن، و به بزرگوارى و بخششت و آنچه بر بندگانت به دادگریت منّت گذاردى، از آنان تشکّر کن، و از پاداشت آنچه درجاتشان را بالا مى‌برد برایشان ذخیره کن، چه آنچه تو بخواهى انجام مى‌دهى، و آنچه اراده کنى حکم مى‌کنى، چنین باد اى پروردگار جهانیان.


منبع:سایت امام رضا علیه السلام


جمعه 10 آبان 1387
بهترین هدیه به امام زمان علیه السلام

 درس اخلاق استاد ، آیت الله امجد 

آیت الله امجد 

 

دعا کردن‌ برای‌ فرج‌ امام‌ زمان ‌علیه السلام بهترین‌ هدیه‌ برای‌ حضرت‌ است‌. برای‌ حضرت‌ صدقه‌بدهیم‌ و محبّت‌ کنیم‌. فرج‌ عمومی‌ حضرت‌ اینست‌ که‌ حکومت‌ حضرت‌ تشکیل‌ بشود. همه‌ی‌ انبیاءمنتظر آن‌ حکومت‌ بوده‌اند.

البته‌ ما باید برای‌ این‌ نظام‌ تلاش‌ کنیم‌ امّا نباید خیال‌ کنیم‌ که‌ ما چون‌این‌ نظام‌ را قبول‌ کردیم‌ پس‌ ما مسلمانیم‌. نخیر! مسلمان‌ نیستیم‌ و باید اقرار کنیم‌ که‌ ما مسلمان‌نیستیم‌. اسلام‌ چیز دیگری‌ است‌. الان‌ اگر بنده‌ بگویم‌ من‌ نمونه‌ی‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ هستم‌، اصلاًمردم‌ از حوزه‌ی‌ علمیه‌ متنفّر می‌شوند. باید بگویم‌ من‌ هم‌ یک‌ طلبه‌ی‌ ناقص‌ از حوزه‌ هستم‌، اگریک‌ نواقصی‌ از من‌ دیدی‌، آنها را به‌ حساب‌ حوزه‌ نگذار. من‌ یک‌ مسلمان‌ کالی(ناقص)‌ هستم‌. اگر از من‌اشکالی‌ دیدی‌ به‌ اسلام‌ لطمه‌ نزن‌. مرحوم‌ جمال‌الدین‌ اسدآبادی‌ - خدا او را رحمت‌ کند - می‌گفت ‌باید اول‌ بگوییم‌ ما مسلمان‌ نیستیم‌، بعد تبلیغ‌ اسلام‌ را کنیم‌. ما یک‌ سری‌ سلیقه‌ی‌ شخصی‌ ازشرق‌ و غرب‌ جمع‌ کرده‌ایم‌ و اسمش‌ را اسلام‌ گذاشته‌ایم‌. عروسی‌ و عزای‌ ما اسلامی‌ است‌؟مراسم‌ و رفتارهای‌ ما اسلامی‌ است‌؟ کجای‌ ما اسلامی‌ است‌؟

البته‌ اینطوری‌ نیست‌ که‌ فکر کنیم‌حضرت‌ وقتی‌ بیایند، من‌ عوض‌ می‌شوم‌ و نفوس‌ عوض‌ می‌شوند. منتها من‌ جرأت‌ نمی‌کنم‌ کاربد کنم‌. الان‌ جرأت‌ نمی‌کنم‌ از ترس‌ قانون‌، شراب‌فروشی‌ باز کنم‌ ولی‌ در خانه‌ام‌ می‌توانم‌ شراب ‌بسازم‌. امّا آنوقت‌ جرأت‌ نمی‌کنم‌ در خانه‌ی‌ خودم‌ هم‌ شراب‌ بسازم‌، نه‌ اینکه‌ نخواهم‌ این‌ کار رابکنم‌. آن‌ کسی‌ که‌ می‌خواهد دزدی‌ کند دیگر نمی‌تواند، نه‌ اینکه‌ نمی‌خواهد دزدی‌ کند.

اینطوری‌نیست‌ که‌ وقتی‌ امام‌ زمان‌ بیاید همه‌ی‌ نفوس‌، مسلمان‌ می‌شوند، نخیر، چنین‌ چیزی‌ نیست‌، چرا؟ چون‌ قرآن‌ می‌فرماید: (وَ ألقَینا بَینَهُم‌ُ الْعَد'اوَة‌َ وَ الْبَغْضاءَ الی‌' یَوم‌ِ الْقِیامَة‌) تا قیامت‌، این‌ بشرهمینطوری‌ است‌. منتهی‌ همین ‌طور که‌ برای‌ حضرت‌ سلیمان‌، همه‌ی‌ جن‌ و انس‌ در خدمتش‌بودند، وقتی‌ حضرت‌ بیاید، همه‌ی‌ قدرت‌ها در دست‌ اوست‌. آن‌وقت‌ آدم‌ از در و دیوار و عیال‌خودش‌ و از شنود شدن‌ حرفهایش‌ می‌ترسد. وقتی‌ اینطور شد من‌ دیگر می‌ترسم‌ خلاف‌ کنم‌. نه‌اینکه‌ خیال‌ کنیم‌ نفوس‌ ما عوض‌ می‌شود ولی‌ الان‌ اگر انسان‌ کاری‌ کند امام‌ زمان‌ راضی‌ شودهفتاد برابر آن‌ وقت‌ است‌، منظور از هفتاد، عدد نیست‌، کنایه‌ از کثرت‌ است‌، یعنی‌ اعمال‌ خیلی‌ارزش‌ دارد.

شما الان‌ هرکار  خوبی‌ بکنی‌، هفتاد برابر آن‌ وقت‌ است‌. ما کافی‌ است‌ واجب‌ را انجام‌دهیم‌ و حرام‌ را ترک‌ کنیم‌ آن‌وقت‌ سلمان‌ زمان‌ می‌شویم‌. اگر کسی‌ به‌ واجب‌ عمل‌ کند و حرام‌ راترک‌ کند، خدا دستش‌ را می‌گیرد و او را هفت‌ شهر عشق‌ می‌گرداند. ما خیال‌ کرده‌ایم‌ کلاس‌اخلاق‌ امجد کسی‌ را می‌سازد، نه‌، چنین‌ نیست‌! امجد خودش‌ را نساخته‌، بعد بیاید تو را بسازد؟از این‌ کلاس‌ اخلاق‌ به‌ آن‌ کلاس‌ اخلاق‌.

یک‌ عده‌ شیّاد هم‌ در جامعه‌ افتاده‌اند و فرمول‌ دست‌شان‌است‌ و از غیب‌ هم‌ می‌گویند و اسرار بقیه‌ را فاش‌ می‌کنند. آن‌وقت‌ یک‌ عده‌ شیّاد با این‌ جوان‌هاافتاده‌اند. خدا قوام‌ را رحمت‌ کند. وقتی‌ خطایی‌ می‌دید عبا را به‌ سر می‌کشید تا نبیند. بزرگان‌ مامظهر ستّاریت‌ بودند، مظهرِ (یا مَن‌ ظَهَرَ الجَمیل‌ و سَتَرَ القبیح‌) بودند. 

منبع: تبیان


یکشنبه 5 آبان 1387
باری به سنگینی تاریخ

بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی‌ها خودشان را راحت کرده‌اند. تا قبل از ظهور مهدی صاحب زمان که میگویند :"حالا که آقا نیست ،‌بی خیال" ، احتمالا بعد از ظهور هم میگویند:"حالا که آقا هست ،‌بی‌خیال"
و اصلا هیچ فکر نمیکنند که بابا این انقلاب همه جانبه‌ی فرهنگی ،‌اعتقادی ،‌اقتصادی و فکری و ... حضرت مهدی مقدماتی میخواهد.اصلا درست است که او مبدا الایات است و همه معجزات تاریخ انبیا در دست اوست ولی به فرمایش حضرت صادق اگر قرار بود همه کارهای امت حضرت مهدی به معجزه حل شود که در زمان حضرت خاتم الانبیا انجام میشد!
هیچ فکر کرده‌اید که اگر ظهور حضرت مهدی(عج) ،‌در دوران حیات ما اتقاق بیافتد ،‌چه بار عظیمی بر گرده‌مان سنگینی میکند؟
باری به سنگینی تاریخ!
هیچ فکر کرده‌اید که تاریخ چشم‌ به حرکات ما دوخته است؟
...همه اولیا و انبیا دوست داشتند که به جای ما بودند و خدمت حضرت صاحب الزمان را میکردند؟
... همه ائمه طاهرین از ما انتظار دارند؟
هیچ فکر کرده‌اید که شاید شما یار سیصد و سیزدهم حضرت صاب الامر هستید و شاید امر ظهور معلق شماست؟
یا شاید قرار است توبه ای حقیقی کنید و از سرداران سپاه آخرالزمان شوید!
اصلا میدانید که مهدی چقدرمنتظر است تا ما به او برگردیم؟ و این نه از روی نیاز او به ماست؟ و این از روی محبت او به ماست؟
هیچ فکر کرده‌اید که شاید ما یکی از عوامل تاخیر ظهور باشیم؟
شاید قرار است حرکتی کنیم؟
شاید قرار است دعایی بکنیم ،از ته دل؟
یا شاید آهی ؟
یعنی در این حد هم به فکر نبوده‌ایم؟
هیچ فکر کرده اید که آیا برای تعجیل در ظهور از ما کاری برمی‌آید؟
... که  ما خودمان را طوری تربیت کرده ایم که در ظهور آن حضرت به درد او بخوریم؟
هیچ فکر کرده‌اید که شاید قرار است عده ای مدینه فاضله حضرت مهدی را نبینند؟
شاید قرار است که تو در رکاب حضرتش به شهادت برسی تا کسانی بعد از تو طعم عدالت شیرین او را بچشند!
شاید این جمعه بیاید


تعداد بازدیدکنندگان : 459872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


Free Page Rank Tool