آخرین مسافر
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
موضوع بندی
سه شنبه 22 آبان 1386
امام در هجر امام
من با سه نفر از صحابه محضر امام صادق رسیدیم، دیدیم آن بزرگوار بر روى خاک نشسته و مانند فرزند مرده و جگر سوخته گریه مى کرد. آثار حزن و اندوه از چهره‌اش نمایان است و اشک، کاسه چشمهایش را پر کرده بود و چنین مى‌فرمود:

سرور من؛ غیبت (دورى) تو خوابم را گرفته و خوابگاهم را بر من تنگ کرده و آرامشم را از دلم ربوده. آقاى من؛ غیبت تو مصیبتم را به مصیبتهاى دردناک ابدى پیوسته است.

- گفتم: خدا دیدگانت را نگریاند اى فرزند بهترین مخلوق! براى چه این‌چنین گریانى و از دیده اشک مى‌بارى؟
چه پیشامدى رخ داده که این گونه اشک مى‌ریزى؟

- حضرت آه دردناکى کشید و با تعجب فرمود:

واى بر شما، سحرگاه امروز به کتاب ((جفر)) نگاه مى‌کردم و آن کتابى است که علم منایا و بلایا و آنچه تا روز قیامت واقع شده و مى‌شود در آن نوشته شده، درباره تولد غائب ما و غیبت و طول عمر او دقت کردم؛

و همچنین دقت کردم در گرفتارى مؤمنان آن زمان، و شک و تردیدها که به خاطر طول غیبت او که در دلهایشان پیدا مى‌شود و در نتیجه بیشتر آن‌ها از دین خارج مى‌شوند و ریسمان اسلام را از گردن برمى‌دارند.... اینها باعث گریه من شده است.

دوشنبه 14 آبان 1386
السلام علیک یا ابا عبدالله(یا جعفربن محمد)
پس کجایند آن چهار هزار شاگرد حضرت که خانه اش را این چنین به آتش میکشند؟
پس کجایند آن سینه چاکان ولایت که ادعاهای آنچنانی داشتند و اکنون حضرت را بدون عمامه در کوچه و بازار میکشند؟
پس کجایند آن خشک مقدسانی که یحیطونه ما درت معایشهم بودند و به خیال خام ما وفادار بودند و صدیق.
پس کجایند آن محصلان جدی در امر دین که هر کس میدیدشان بی گمان آنها را از راست قامتان در امر دین میپنداشت؟
کجایند آن شهیدان خدایی؟
این مالک ؟
این عمار؟
این ذوالشهادتین؟
این کلام کلام خود حضرت جعفربن محمد علیه السلام است:
که اگر زن و فرزندم در کنار من اینگونه میلرزند که خانه و کاشانه شان به آتش کشیده شده...
لا یوم کیومک یا ابا عبدالله
کجایید ای شهیدان خدایی؟
بلا جویان دشت کربلایی؟
پس کجایید ای سربازان مهدی صاحب الزمان؟
حسین زمانه در قتلگاه دست و پا میزند؟
حسین زمان سالهاست که ذکر نماز شبش امن یجیب است.
سالهاست که ندای هل من ناصر ینصرنی اش عرش را به لرزه در میآورد.
سالهاست که در غفلت به سر میبریم و انگار نه انگار در این عالم هدفی برای ما متصور است.
الم یان للذین ءامنو ان تخشع قلوبهم لذکر الله؟


تعداد بازدیدکنندگان : 49988


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

یاران ، این قافله ، قافله ی عشق است و این راه که به سرزمین کربلا می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که: الرحیل الرحیل.
از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد.این دعوت فَیَضانی است که علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و ... بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین ، حسین ، حسین ...  . نمی تپد ، حسین حسین می کند .
یاران شتاب کنید که زمین نه جای ماندن است ، که گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفکند؟ ... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا ، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین که از من و تو شایسته تر است.
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

شناسنامه کامل من...
خبرنامه





Powered by WebGozar