آخرین مسافر

آخرین مسافر

آخرین مسافر

آخرین مسافر

زمان و مکان

آخرین دیدار عمومى حضرت بقیة اللّه ـ ارواحنا فداه ـ با شیعیان روز هشتم ربیع الاوّل سال 260 هجرى بود که در مراسم تشییع جنازه ى پدرش صورت پذیرفت و بر جنازه ى پدر بزرگوارش نماز خواند و آنگاه از نظرها ناپدید شد، پس از آن ملاقات رسمى و عمومى نداشت. این دیدار در «سامرّاء» و در خانه ى امام حسن عسکرى ـ علیه السلام ـ صورت یافت.  

منبع: کتاب غیبت صغری امام عصر (ارواحنا فداه)

هنگامه ظهور و شباهتهاى آن به قیامت

 

1 - اجتماع بزرگ
هنگام‏ظهور حضرت بقیةاللَّه یاران و شیعیان آن جناب از گوشه و کنار جهان نزد او اجتماع مى‏کنند و به یاریش مى‏شتابند.

2 - آن رویداد حتمى است
مژده‏ظهور امام عصر و برقرارى حکومت جهانى عدل و داد به دست آن حضرت، با بیانى محکم در آیات و احادیث آمده است و آن را وعده‏اى حتمى و تخلّف‏ناپذیر توصیف نموده‏اند.

3 - ناگهانى خواهد بود
در احادیث تأکید شده که زمان قیام حضرت مهدى  نامعلوم است و هنگامه ظهور ناگهانى است و خداوند امر قیام آن حضرت را به شبى سامان مى‏بخشد.

4 - برانگیخته شدن مردگان
در زمان‏ظهور حضرت‏بقیةاللَّه جمعى از اموات‏مؤمنان به اذن خداوند زنده مى‏شوند و به زندگى دنیا باز مى‏گردند و این امر چنان واضح و مسلّم است که در برخى از دعاهاى مشهور به صورت یکى از حوایج و خواسته‏هاى مهم شیعیان و منتظران یاد شده است.

5 - نزدیک بودن آن حادثه بزرگ
در تفسیر و بیان آیاتى چند از قرآن کریم نزدیک بودن زمان ظهور حضرت بقیةاللَّه - ارواحنا فداه - روایت شده است، همان گونه که بر نزدیک بودن وقوع قیامت در آیات قرآن تأکید گردیده است.

6 - فرمانروایى مطلق خداوند

در هر زمانى قدرت الهى جلوه‏هایى دارد که خردمندان از شناخت رموز و اسرار آن عاجزند و زورمندان در برابر اراده او فرومانده‏اند. لیکن قدرت نمایى کامل و فرمانروایى مطلق در هنگامه ظهور حضرت قائم  آشکار مى‏گردد که همه مردمان در برابر فرمان خداوند خاضع و تسلیم خواهند بود و بساط زورمندان و ستمکاران برچیده خواهد شد.

7 - عذاب بزرگ
از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه - ارواحنا فداه - به عرصه‏هاى رستاخیز؛ کیفرهاى بزرگ و سختى است که براى بدکرداران مقرر گردیده است. زیرا در هر دو هنگام، فرصت جبران و بازگشت از دست رفته و مهلت توبه پایان یافته است.

8 - ایّام‏اللَّه

از مفاهیم بلند و پربار قرآن کریم عنوان ایّام اللَّه است که در دو آیه به کار رفته است.

ایّام اللَّه؛ روزهایى است که قدرت و عظمت خداوند در آنها به طور کامل نمودار گردیده و نیروهاى مردم بى اثر مانده و از کار افتاده است. از جمله شباهتهاى دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه به قیامت؛ آن است که هر دو هنگام، مهمترین و روشنترین مصادیق ایّام اللَّه به شمار آمده‏اند.

9 - یوم الخروج
از مفاهیم بلند قرآنى که مشتمل بر یکى از شباهتهاى هنگامه ظهور حضرت بقیةاللَّه به صحنه قیامت است؛ یوم الخروج است. یوم الخروج فقط یک بار در قرآن کریم یاد شده و راجع به آن سه تفسیر بیان گردیده است: زمان اقدام مسلّحانه حضرت امام قائم‏علیه السلام؛ دوره رجعت و بازگشت جمعى از اموات به جهان؛ بیرون آمدن تمامى مردگان از قبرها در قیامت.

10 - یوم موعود
ظهور و برپایى دولت حقّه امام عصر وعده بزرگ الهى است که همواره توسط انبیاء و اولیاء و همچنین در آیات قرآن کریم مورد تأکید واقع گردیده است.

11 - روز جدایى حق جویان از اهل باطل

از ویژگیهاى دوران ظهور حضرت ولىّ عصر آن است که مؤمنان و حق جویان از اهل باطل جدا مى‏شوند. چنانکه در احادیث آمده است. على‏علیه السلام فرمود: منادى در ماه رمضان از ناحیه مشرق هنگام سپیده دم ندا مى‏دهد؛ اى اهل هدایت! جمع شوید. و یک منادى از سوى مغرب پس از ناپدید شدن سرخى شفق فریاد مى‏کشد؛ اى اهل باطل! جمع شوید.

12 - عقوبت فراگیر

دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه هنگام ریشه کن شدن کفّار و ظالمین است، و دست انتقام الهى همه کج اندیشان و بدکرداران را فرا مى‏گیرد. در دعایى چنین آمده است: به او (امام عصر) الهام کن تا هیچ پایه‏اى از آنان (دشمنان) را بر جاى نگذارد، مگر این که آن را ویران سازد...

13 - خوارى و رسوایى مجرمان

از ویژگیهاى‏مهم هنگامه‏ظهور حضرت ولىّ عصر خوارى و زبونى و ذلّت کافران و ناپاکان است.

امام باقرعلیه السلام فرمود: هرگاه قائم‏علیه السلام بپاخیزد ایمان را بر هر ناصبى عرضه مى‏کند. اگر به طور حقیقى آن را پذیرفت (که هیچ)، وگرنه گردنش را مى‏زند.

14 - یوم الدّین
واژه یوم‏الدّین سیزده بار در قرآن کریم یاد شده و به دو معنى تفسیر گردیده است. اوّل: روز قیامت؛ دوّم: هنگام ظهور حضرت مهدى.

سیّد مهدى حائرى‏قزوینى 

تبیان

موش دزد۲

عرض کردیم : " انما یتقبل الله من المتقین "

همانا خداوند فقط از متقین، اعمالشان را قبول میکند.

و عرض کردیم که عمل خوب ،مقبول نیست مگر تحت چهارجوب ها و شروطی که اسلام تعریف کرده است و این همان تفسیر آیه شریفه است که : الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه.

که یکی از اعتقادات و چهارچوب ها که بدون آن اعمال امت قبول نمی باشد ، انتظار فرج است.

روایاتی که عرائض ما به آنها مستند است:

- کمال الدین ، ج 2 ص 377 – همان قائم ما مهدی است ، کسی که انتظار فرجش واجب است.

- اصول کافی ، کتاب ایمان و کفر ، باب دعائم الاسلام ، ح 13 – آیا شما را خبر بدهم به آنچه که خداوند بدون آن عملی از اعمال بندگان را قبول نمیکند؟...

- غیبت نعمانی باب 11 ، ح16

- ...

اما سوال مهم و زیرکانه اینجاست:

مگر منتظر بودن امری اختیاری است که بتوانیم آن را در خود ایجاد کنیم؟

به نظر می آید که واضح و مبرهن است که انتظار حالتی است درونی مانند غم و شادی که از روی علاماتشان شناخته می شوند و اموری کاملا درونی اند.

آیا میشود به کسی گفت ناراحت باش؟

منتظر باش؟

آری ، امر به انتظار امر به مقدمات انتظار است. یعنی طوری باش که منتظر باشی.

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید

ناخوانده نقش مقصود در کارگاه هستی

اما چه کار کنیم که حالت انتظار در ما تقویت شود؟

انشاءالله در مطالب آینده به کمک شما این بحث را تکمیل خواهیم کرد.

نشان دادن مهدی (عج) به اصحابش

یا مهدی 

کلینی با سند خود از ضوء بن علی عجلی، از مردی از اهل فارس که نامش را گفت، چنین نقل کرده است: به سامرا رفته و در خانه امام عسکری علیه السلام بودم. بی آنکه اجازه ورود خواسته باشم حضرت مرا فرا خواند. چون وارد شدم و سلام دادم به من فرمود: ای ابوفلان، حالت چه طور است؟ سپس فرمود: فلانی بنشین. سپس حال گروهی از زنان و مردان خانواده را پرسید، آنگاه فرمود: برای چه آمده ای؟

گفتم: علاقه دارم در خدمت شما باشم.

فرمود: پس در خانه بمان.

گوید: در خانه همراه خدمتکاران بودم، سپس برای خریدن نیازمندی های خانه از بازار، بیرون رفتم، وقتی امام در خانه مردان بود.بدون اجازه خدمتش وارد می شدم. یک روز که در خانه مردان بود به حضورش رسیدم. در خانه حرکتی شنیدم. مرا صدا کرد: همان جا باش و تکان نخور. جرأت نکردم که بیرون روم یا وارد شوم. کنیزی بیرون آمد که همراهش چیزی پوشانده شده بود. سپس صدایم کرد: وارد شو. وارد شدم. کنیز را صدا کرد، او هم بازگشت. به وی فرمود: پوشش آنچه را همراه توست کنار بزن. روی کودک سفید و زیبا را برایم گشود و روی شکم نوزاد را هم باز کرد. دیدم مو از سینه تا نافش روییده است. سبزه بود نه سیاه.

فرمود: این امام شماست. سپس به آن کنیز دستور داد که کودک را ببرد. پس از آن دیگر او را ندیدم، تا آنکه امام عسکری علیه السلام وفات یافت.

ضوء بن علی گوید: به آن مرد ایرانی گفتم: سن او را چه مقدار تخمین می زنی؟

گفت: دو سال.

عبدی گوید: به ضوء گفتم: تو چه قدر تخمین می زنی؟
حضرت مهدی

گفت: چهارده سال. ابوعلی و ابو عبدالله گویند: ما 21 سال تخمین می زنیم. 

صدوق با سند خود از ابوغانم خادم نقل می کند:

فرزندی برای امام عسکری علیه السلام به دنیا آمد، نامش را محمد گذاشت، در روز سوم او را به اصحاب خود نشان داد و فرمود: پس از من او امام شما و جانشین من بر شماست. اوست قائمی که گردن ها به انتظار او کشیده می شود، پس آنگاه که زمین پر ازظلم و بیداد شده باشدخروج می کند و آن را پر از عدل و داد می سازد.

کلینی با سند خود از محمد بن علی بن بلال نقل می کند که گفت:

دو سال پیش از رحلت امام عسکری علیه السلام نامه ای از سوی او به دستم رسید که مرا از جانشین پس از خودش آگاه می کرد. سه روز پس از رحلتش نیز نامه ای از او به دستم رسید که جانشین پس از خود را به من خبر می داد. 

شیخ طوسی با سند خود از گروهی از شیعه، از جمله علی بن بلان، احمد بن هلال، محمد بن معاویه، حسن بن ایوب در حدیثی طولانی و مشهور نقل می کند که همه اینان گفته اند:

در حضور حضرت امام حسن عسکری علیه السلام گرد آمده بودیم و از امام پس از او می پرسیدیم.

در آن مجلس چهل نفر حضور داشتند. عثمان بن سعید عمری برخاست و عرض کرد: ای پسر پیامبر می خواهم از چیزی بپرسم که تو از من به آن داناتری. فرمود: بنشین، عثمان.

حضرت با عصبانیت برخاست که بیرون برود، فرمود: کسی بیرون نرود.

هیچ کس از ما بیرون نرفت. مدتی گذشت. حضرت عسکری علیه السلام عثمان بن سعید را صدا کرد. وی روی دو پایش ایستاد. امام فرمود آیا خبر دهم که برای چه آمده اید؟

گفتند: آری. ای پسر پیامبر خدا.

فرمود: آمده اید تا از من درباره حجت پس از من بپرسید؟

گفتند: آری. در آن هنگام پسرکی که همچون پاره ماه و شبیه ترین مردم به امام عسکری علیه السلام بود پیدا شد. حضرت فرمود: امام شما پس از من و جانشین من بر شما اوست. از او فرمانبرداری کنید و پس از من دچار تفرقه نشوید که در دین های خود هلاک گردید. آگاه باشید، از امروز به بعد شما او را نمی بینید تا آنکه عمری از او به کمال رسد. هرچه را عثمان بن سعید می گوید از او بپذیرید و شنوای فرمانش باشید و سخن او را قبول کنید، که او جانشین امام شماست و امر به او بر می گردد.

 

منبع: کتاب فرهنک جامع سخنان امام حسن عسکری علیه السلام
تبیان

نام کتاب: دا

سلام  

دا

به همه کسانی که من او و ارمیا و بی وتن را خوانده اند... 
به همه کسانی که همپای صاعقه را خوانده اند...  
و به همه همه...
پیشنهاد می کنم که کتاب دا را بخوانند.    

جمع آوری و تدوین این کتاب هفت سال طول کشیده است.
این کتاب در مدت کوتاهی به چاپ چهاردهم رسید. 

ناشر: انتشارات سوره مهر
خاطرات سیده زهرا حسینی
به اهتمام سیده اعظم حسینی(تشابه فامیل تصادفی است).
بخشی از کتاب که پشت جلدش نوشته:
"رفتم طرف شلنگ آبی که گوشه باغچه افتاده بود. شیر را باز کردم. خدا را شکر آب می آمد. اول دستم را که بعد از جمع کردن مغز پیرمرد مکینه خاکمال کرده بودم شستم. بعد دستم را پر آب کردم و به طرف دهان بچه بردم. صدای گریه اش آرام تر شد و دهانش را به آب نزدیک تر کرد. ولی سریع سرش را برگرداند و گریه اش را از سر گرفت. صورتش را شستم. پستانکی که با نخ به گردنش آویزان بود را در دهانش گذاشتم. جیغ می کشید و سرش را عقب می برد. وقتی دیدم با هیچ راهی نمی توانم ساکتش کنم، دوباره بغض به گلویم چنگ انداخت. بی تابی های بچه را که می دیدم و به بی کسی و بی پناهی اش فکر می کردم می خواست دلم بترکد. دیگر نتوانستم جلوی اشک هایم را بگیرم. رفتم توی همان وانت که هنوز مشغول تخلیه جنازه هایش بودند، نشستم. چهره زن های کشته شده جلوی نظرم آمد. یعنی کدامیک از آن ها مادر این طفل معصوم بودند؟! "
 

خرید اینترنتی از سایت تبیان ، در ضمن قیمت روی جلد آن یازده هزار تومان است! 
در هنگام خرید حضوری به صفحات ۷۱۶ و ۸۰۷ و ۶۲۶ توجه کنید، چون در کتابی که من دارم و چاپ چهاردهم است، این صفحات اشتباه چاپ شده است! 

پی نوشت: 
توصیه نمی کنم این کتاب را شب ها در تاریکی بخوانید...!