آخرین مسافر
آبان 1391
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      


آرشیو
موضوع بندی
پنجشنبه 18 آبان 1391
فاش‌ شدن محل سکونت حضرت حجت عجل الله فرجه الشریف برای شیخ‌ مفید

در تاریخ پنجشنبه بیست و سوم ذی‌الحجه سال 412 هجری قمری، فرمان دیگری از پیشگاه مقدس اباصالح‌المهدی(عج) به افتخار شیخ مفید صادر شد، برخی بر این باورند که در طول 30 سال، 30 توقیع و نامه شریف از ناحیه مقدس حضرت ولی‌عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شده که در عنوان بسیاری از آن‌ها این جمله نورانی دیده می‌شود: «برادر گرامی و استوار: شیخ مفید...»

اما به راستی شیخ مفید چه ویژگی‌داشت که این گونه مورد محبت امام زمان خویش قرار می‌گیرد، در ادامه نگاهی اجمالی به زندگانی کسی می‌اندازیم که حضرت مهدی(عج) او را برادر خویش می‌داند:

شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان عکبری در یازدهم ذیقعده سال 336 هجری قمری در عکبرای بغداد، پا به عرصه هستی گذارد، از آن جا که پدر او شخصی پارسا و مذهبی بود و به تعلیم و تربیت، اشتغال داشت، لقب «ابن المعلم» گرفته بود و البته «عکبری» و «بغدادی» نیز دو لقب دیگر او بودند.

وی دوران کودکی خود را در تحت تربیت و تعلیم پدر مذهبی‌اش گذراند و به گونه‌ای مراحل حفظ حدیث و اصول تحدیث و فهم آن‌ها را سریع فرا گرفت که در پنج سالگی، برای او از «ابن ابی الیاس» اجازه روایت گرفتند یا در حالی‌که هفت سال و چند ماه بیشتر نداشت، از «ابن سماک» نقل روایت کرده است.

او از محضر بیش از هفتاد نفر از بزرگان شیعه، بهره علمی برد و در دانش‌اندوزی، مرز و حدی نمی‌‌شناخت.

 

*لقب مفید را چه کسی به شیخ داد

در اواخر ماه صفر سال 416 هجری، نامه‌ای از طرف حضرت ولی‌عصر(عج) برای وی فرستاده شد که در آن ضمن ستایش و تکریم وی، برای اولین بار، لقب (مفید) به او داده شد. این نامه با عبارات زیر شروع می‌شود: «للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید...»

همچنین در توقیعی دیگر با لطفی افزون‌تر  در پنج‌شنبه 23 ذی‌الحجه هجری با این عبارت: «بسم‌الله الرحمن الرحیم، سلام الله علیک ایها الناصر للحق، الداعی الیه بکلمه الصدق...» عظمت آن عالم فرزانه، به شیعیان ثابت شد.

 

*متن توقیع امام زمان(عج) به مفید امتش در 23 ذی‌الحجه

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آنکه با گفتار راستین و شایسته، مردم را به سوی حق فرا می‎خوانی!

ما در نامه خویش به سوی تو، خدای جهان آفرین را که خدایی جز او نیست (و) خدای ما و خدای نیاکان ما است، سپاس می‎گذاریم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(ص) آخرین پیام آور خدا و خاندان پاک و مطهرش، درودی جاودانه می‎طلبیم.

و بعد! دوست راه یافته به حقیقت! خداوند بدان وسیله‎ای که به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حراست فرماید.

 

*چرا امام زمان(ع) محل سکونتش را به شیخ مفید گفت

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواسته‎ات) را خواستیم.

ما اینک در قرارگاه خویش، در مکانی ناشناخته بر فراز قله‎ای سر به آسمان کشیده، اقامت گزیده‎ایم که به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان، بناگزیر از منطقه‎ای پر دار و درخت به این جا آمده‎ایم و به زودی از اینجا نیز به دشتی گسترده که چندان از آبادی به دور نیست، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده خویش تو را آگاه خواهیم ساخت تا به آن وسیله در جریان باشی که به خاطر کارهای سازنده و شایسته‎ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

از این رو تو که خدای جهان آفرین با چشم عنایتش که هرگز آن را خواب نمی‎گیرد، وجودت را حفظ کند، باید در برابر فتنه‎ای که جان آنان را که آن را در دل‎هایشان کشته‎اند، به نابودی خواهد افکند، باید بایستی! و باید باطل گرایان بداندیش را بترسانی! چرا که از سرکوبی آنان، ایمان آوردگان، شادمان و جنایتکاران، اندوه زده خواهند شد.

 

*هنگامی که حضرت مهدی(عج) خبر از واقعه‌ای به شیخ مفید می‌دهد

و نشانه حرکت و جنبش ما از این خانه‎نشینی و کناره‎گیری، رخداد مهمی است که در سرزمین وحی و رسالت، مکه معظمه، از سوی پلیدان نفاق پیشه و نکوهیده، رخ خواهد داد، از جانب عنصری سفاک که ریختن خون‎های محترم را حلال شمرده و به نیرنگ خویش، آهنگ جان ایمان آوردگان خواهد کرد، اما به هدف ستمبار و تجاوزکارانه خویش دست نخواهد یافت، چرا که ما پشت سر توحیدگرایان شایسته‎کردار، به وسیله نیایش و راز و نیازی که از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمی‎ماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم کرد.

 

*راهکارهای امام زمان(عج) برای در امان ماندن از فتنه‌های عصر غیبت برای شیعیانش

بنابراین قلب‎های دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاطر باشند که خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگیری‎های هراس‎انگیزی، آنان را به دلهره می‎افکند، اما از گزند آن عنصر تبهکار در امان خواهند بود و سرانجام، کار با دست توانا و ساخت تدبیر نیکوی خدا - تا هنگامی که پیروان ما از گناهان دوری گزینند- شایسته و نیکو خواهد بود.

هان ای دوست پراخلاص که همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیکاری! خداوند همان طور که دوستان شایسته‎کردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید کند! ما به تو اطمینان می‎دهیم که هر کس از برادران دینی‎ات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود کننده و گرفتاری‎های تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن کس که در دادن نعمت‎هایی که خداوند به او ارزانی داشته، به کسانی که دستور رسیدگی به آنان را داده است، بخل ورزد، چنین کسی در این جهاد و سرای دیگر، بازنده و زیانکار خواهد بود.

 

*دلایل تاخیر ظهور از زبان حضرت حجت(عج)

دوست واقعی! اگر پیروان ما - که خدای آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی بدارد – به راستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یکصدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمی‎افتاد و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان می‎گشت.

از این رو (باید بدانند که) جز برخی رفتار ناشایسته آنان که ناخوشایند ما است و آن عملکرد را زیبنده اینان نمی‎دانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمی‎دارد، خداوند ما را در یاری بسنده و نیک، کارساز است و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد(ص) و خاندان پاکش باد!


منبع: کتاب «احتجاج» طبرسی جلد2 صفحه48 - فارس نیوز


جمعه 8 اردیبهشت 1391
اهداء ثواب‌ نماز و قرائت‌ قرآن‌ به‌ امام‌ زمان‌ (عج)

یکی‌ دیگر از آداب‌ و وظایف‌ مؤمنان‌ منتظر در عصر غیبت‌، هدیه‌ کردن‌ ثواب‌ نماز یا قرائت‌ قرآن‌ به‌ امام‌ زمان‌ علیه‌ السلام‌، است‌. همانطور که‌ هر یک‌ از ما برای‌ نشان‌ دادن‌ علاقه‌ و محبت‌ خود به‌ دیگران‌، کلمات‌ محبت‌آمیز بر زبان‌ می‌آوریم‌، به‌ دیدارشان‌ می‌رویم‌ یا به‌ آنان‌ هدیه‌ می‌دهیم‌ تا از دوستی‌ و محبت‌ متقابل‌ آنها برخوردار شویم‌، با بر زبان‌ آوردن‌ آیات‌ زیبای‌ قرآن‌ یا عبارات‌ و آیات‌ نماز، عشق‌ و علاقه‌ قلبی‌ خویش‌ را به‌ مولایمان‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (عج‌) هدیه‌ می‌کنیم‌ تا از محبت‌ و دوستی‌ آن‌ امام‌ بزرگوار بیشتر بهره‌مند گردیم‌. چنانکه‌ نقل‌ است‌ در زمان‌ امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (علیه السلام‌) دخترک‌ خدمتکاری‌ با دسته‌ گلی‌ خوشبو نزد امام‌ آمد و شاخه‌ گلی‌ را به‌ آن‌ حضرت‌ هدیه‌ نمود. امام‌ در مقابل‌ این‌ کار پاداش‌ بزرگی‌ به‌ وی‌ بخشید. سپس‌ در مقابل‌ نگاه‌ متعجب‌ اطرافیان‌ خود فرمود: خداوند به‌ ما دستور داده‌ و فرموده‌ است‌:

هر گاه‌ کسی‌ شما را ستایش‌ کند شما باید در مقابل‌ به‌ ستایشی‌ بهتر از آن‌ یا مانند آن‌ پاسخ‌ دهید .

در واقع‌ ائمه‌ معصومین‌، علیهم‌ السلام‌، ما از این‌ هدیه‌ها بی‌نیازند، همانگونه‌ که‌ دریا از آنچه‌ ابرها بر آن‌ می‌بارند بی‌نیاز است‌. ولی‌ ما بی‌نیاز نیستیم‌ از اینکه‌ به‌ ایشان‌ هدیه‌ای‌ تقدیم‌ نماییم‌.


البته‌ در اینکه‌ نماز مخصوصی‌ به‌ عنوان‌ هدیه‌ به‌ حضرت‌ مهدی‌ یا به‌ یکی‌ از ائمه‌ اطهار، علیهم‌السلام‌، به‌ جای‌ آوریم‌ یا سوره‌ای‌ را به‌ عشق‌ آنان‌ ختم‌ کنیم‌، هیچ‌ حد و وقت‌ و شماره‌ای‌ نیست‌ و هر کس‌ به‌ مقدار محبت‌ و توانایی‌اش‌ به‌ محبوبش‌ هدیه‌ تقدیم‌ می‌کند و بر حسب‌ طاقتش‌ او را خدمت‌ می‌نماید. بدون‌ شک‌ نماز و قرآنی‌ که‌ با این‌ نیت‌ آغاز می‌شود علاوه‌ بر ثواب‌ و پاداشی‌ که‌ برای‌ صاحب‌ آن‌ به‌ همراه‌ دارد، پیوند و ارتباط‌ انسان‌ مومن‌ را با امام‌ غائبش‌ محکم‌تر می‌کند که‌ به‌ وسیله‌ آن‌ می‌تواند به‌ محبوب‌ خویش‌ نزدیک‌تر شود. چنانکه‌ امام‌ موسی‌ کاظم‌ (علیه السلام) در فضیلت‌ آنان‌ که‌ ثواب‌ قرائت‌ و ختم‌ قرآن‌ رابه‌ پیامبر و ائمه‌ اطهار، علیهم‌ السلام‌، هدیه‌ می‌کنند، فرموده‌اند:

پاداش‌ آنان‌ این‌ است‌ که‌ در روز قیامت‌ با ما اهل‌بیت‌ خواهند بود.

همچنین‌ یکی‌ از معصومین‌، علیهم‌ السلام‌، روایت‌ است‌ که‌ فرموده‌اند:

هر کس‌ ثواب‌ نماز خود (چه‌ واجب‌ و چه‌ مستجب‌) را برای‌ رسول‌ خدا و امیر المؤمنین‌ و امامان‌ بعد از آن‌ حضرت‌، علیهم‌ السلام‌، قرار دهد خداوند ثواب‌ نمازش‌ را آنقدر افزایش‌ می‌دهد که‌ از شمارش‌ آن‌ نفس‌ قطع‌ می‌گردد و پیش‌ از آنکه‌ روحش‌ از بدنش‌ برآید به‌ او گفته‌ می‌شود: هدیه‌ تو به‌ ما رسید پس‌ امروز، روز پاداش‌ و تلافی‌ کردن‌ (نیکیهای‌) توست‌. دلت‌ خوش‌ و چشمت‌ روشن‌ باد به‌ آنچه‌ خداوند برایت‌ مهیّا فرموده‌ و گوارایت‌ باد آنچه‌ که‌ به‌ آن‌ رسیده‌ای‌.

 

پی‌ نوشت :

- سوره‌ نساء ، آیه‌ 86

منبع: تبیان


سه شنبه 15 آذر 1390
منتقم خون امام حسین علیه السلام
حضرت مهدی علیه السلام منتقم خونهای بناحق ریخته شده در عالم است. انتقام امام عصر علیه السلام، یک مسأله شخصی نیست. آنچه در کربلا رخ داد، از نظر اعتقادی، ستیز همه اسلام با همه کفر بود؛ کسانی که با امام حسین علیه السلام جنگیدند در حقیقت با ادعای مسلمانی، به انکار توحید وردّ نبوّت برخاستند. این نفاق به مراتب از کفرِ صریحِ کافرانِ صدر اسلام بدتر وخطرناک تر بوده است.

نکته قابل ذکر این است که، واقعه کربلا وشهادت امام حسین علیه السلام همراه با اهل بیت علیهم السلام واصحاب ایشان، در عاشورای سال 61 هجری، حادثه ای نیست که فقط به زمان وقوعش مربوط بوده وصرفاً از دشمنیِ شخصی بنی امیه با اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام نشأت گرفته باشد. ریشه های اصلی این مصیبت بزرگ، به صدر اسلام ودشمنی های حساب شده منافقانِ زمان پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم با آن حضرت برمی گردد. به همین جهت، مصیبت روز عاشورا برای همه اهل بیت علیهم السلام بسیار سنگین وجانگداز است. خاندان وحی علیهم السلام، ایام محرم وعاشورا در هر سال را ایام حزن وسوگواری خود می دانستند. به عنوان نمونه حضرت رضا علیه السلام می فرماید:

روز امام حسین علیه السلام (عاشورا) پلکهای ما را زخم نموده، واشکهای ما را روان ساخته، وعزیز ما را در سرزمین گرفتاری وبلا به ذلّت انداخته است، وباعث شده که ما تا پایان دنیا در اندوه وگرفتاری باقی بمانیم؛ پس گریه کنندگان باید بر مانند حسین علیه السلام بگریند.(1).

این حدیث، بیان کننده بعضی از مصائب اهل بیت علیهم السلام در غم عاشورای امام حسین علیه السلام است.

امّا گفتگوی مفضّل با امام صادق علیه السلام، پرده از واقعیت عمیق تر وتلخ تری برمی دارد. مفضّل از خواصّ اصحاب امام علیه السلام به ایشان عرض کرد:

إنَّ یَوْمَکُمْ فِی الْقِصاصِ لَأعظَمُ مِنْ یَوْمِ مِحْنَتِکُمْ

روزی که (دشمنان خود را) قصاص می کنید، از روز غم ومحنت شما بزرگتر است.

مفضّل می خواست با این گفتار خود، امام صادق علیه السلام را نسبت به مصیبت های اهل بیت علیهم السلام تسلّی دهد. بر این اساس که خوشحالی از قصاص دشمنان، ناراحتى های گذشته ایشان را جبران می کند. ولی حضرت در پاسخ او فرمود:

ولا کَیَومِ مِحنَتِنا بِکَربلاء. (2)

ولی نه مانند غم وناراحتى ما در کربلا.

یعنی قصاص کردن دشمنان، ناراحتى های ما را در روز عاشورا وسرزمین کربلا جبران نمی کند، آن محنتی که به تعبیر امام رضا علیه السلام تا پایان دنیا باقی خواهد ماند وحتى با انتقام امام عصر علیه السلام از قاتلین سیّد الشهداء علیه السلام نیز از بین نخواهد رفت.
امام رضا

مصیبت عاشورا، بیش از آن که معلول ظلم وستم بنی امیّه در حق اهل بیت علیهم السلام باشد، برخاسته از اساس منحرف وباطلی است که پایه گذاران سقیفه وقاتلین محسن فاطمه علیها السلام پی ریزی کردند، واز این بالاتر هرکسی در هر زمان وهر مکان، به کشته شدن سیّد الشهداء علیه السلام ویاران وفادار حضرتش، قلباً راضی وخشنود باشد، خود جزء قاتلین آن حضرت محسوب می گردد. پیامبر خدا صلى الله علیه وآله وسلم فرمود:

ألا وإنّ الرّاضِینَ بِقَتْلِ الحُسَینِ علیه السلام شُرکاءُ قَتَلَتِهِ.(3)

آگاه باشید، کسانی که به کشتن حسین علیه السلام راضی وخشنود باشند، در کشتن آن حضرت شریک قاتلانش هستند.

به همین جهت در احادیث آمده است، که وقتی امام عصر علیه السلام ظهور می فرماید، انتقام خون سیّد الشهداء علیه السلام را از فرزندان قاتلین آن حضرت می گیرد.

البته برای کسانی که با معارف اعتقادی اسلام آشنایی ندارند، پذیرش این مطلب سنگین است که کسانی به خاطر کار پدران خود، مورد عذاب الهی قرار گیرند، عبدالسلام هروی از امام رضا علیه السلام می پرسد: نظر شما درباره سخن امام صادق علیه السلام چیست که فرمود:

إذا خَرَجَ القائم علیه السلام قَتَلَ ذراری قَتَلَةِ الحُسینِ علیه السلام بِفِعالِ آبائِهِمْ.

وقتی قائم علیه السلام ظهور کند، فرزندان کشندگان حسین علیه السلام را (به سبب اعمال پدرانشان) به قتل می رساند.

حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: همین طور است (مطلب همان گونه است که امام صادق علیه السلام فرموده اند.)

هروی می پرسد: پس منظور آیه قرآن چیست که می فرماید: (وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى)(4)؟

حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند:

خداوند در همه گفتارهایش راست فرموده است، ولی فرزندان کشندگان حسین علیه السلام به اعمال پدران خود راضی هستند، وبه آن افتخار می کنند. وهرکس به انجام چیزی راضی وخشنود باشد، مانند کسی است که آن را انجام داده است تا آنجا که اگر کسی در مشرق کشته شود وفرد دیگری در مغرب به کشتن او راضی باشد، رضایت دهنده نزد خدای عزَّ وجلَّ، شریک قاتل محسوب می شود، وحضرت قائم علیه السلام وقتی ظهور می فرماید، صرفاً بدلیل رضایت آنها به عمل پدرانشان، آنها را به قتل می رساند.(5)

در روایت دیگری ابوحمزه ثمالی می گوید: به حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) عرض کردم:

ای فرزند پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)! آیا شما همه قائم نیستید و حق را برپا نمی دارید؟ پس چرا تنها حضرت مهدی (علیه السلام) را قائم می خوانند؟

حضرت فرمودند: چون جدّم حسین (علیه السلام) کشته شد،فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند نموده و به خداوند متعال عرض کردند:

پروردگارا! آیا قاتلان بهترین بندگانت و زاده ی اشرف برگزیدگانت را به حال خود وا می گذاری؟

خداوند متعال به آن ها وحی فرستاد:

ای فرشتگان من! آرام گیرید. به عزّت و جلالم سوگند،از آنان انتقام خواهم گرفت؛هر چند بعد از گذشت زمان ها باشد.

آن گاه پروردگار عالم پرده از جلوی دیدگان آنان کنار زد و امامان از فرزندان امام حسین (علیه السلام) را یکی پس از دیگری به آن ها نشان داد.

فرشتگان از این منظره،مسرور و شادمان گردیدند و دیدند که یکی از آن بزرگواران،ایستاده مشغول نماز است.

خداوند متعال فرمود:

با این قائم (شخص ایستاده) از آنان (قاتلان امام حسین (علیه السلام) انتقام خواهم گرفت.(6)

 

پی نوشت:

1- بحار الانوار، ج44، ص284.
2- فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفی، ص532.
3- بحار الانوار، ج44، ص304.
4- انعام 164:6. (هیچ کس بار (عمل) دیگری را بدوش نمی کشد)
5-  عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج1، ص273.
6- دلایل الامامه،طبری، ص 239

منبع: تبیان


دوشنبه 2 آبان 1390
دل به دل راه دارد!
فی الکافی، عن الحسن بن الجهم قال: قلت لابی الحسن (علیه السلام): لا تنسنی من الدعاء قال: و تعلم انی انساک؟! قال: فتفکرت فی نفسی و قلت: هو یدعو لشیعته و انا من شیعته، قلت: لا، لا تنسانی. قال: و کیف علمت بذلک؟ قلت: انی من شیعتک و انک تدعو لهم. قال: هل علمت بشیءغیر هذا؟ قلت: لا. قال: اذا اردت ان تعلم ما لک عندی فانظر الی ما لی عندک.(1)

حسن بن جهم می گوید: به حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام عرض کردم: ما را از دعا فراموش نفرمایید! فرمود: آیا فکر می کنی که تو را از دعا فراموش می کنم؟ آیا تصور تو این است که من تو را دعا نمی کنم؟ با خودم فکر کردم که این بزرگوار برای شیعیانش دعا می کند، من هم که از شیعیانش هستم، پس برای من دعا می کند. لذا به حضرت عرض کردم: من فکر نمی کنم که شما مرا از دعا فراموش کنید. فرمود: از کجا فهمیدی که تو را از دعا فراموش نمی کنم؟ عرض کردم: من شیعه شما هستم، شما هم برای شیعیانتان حتما دعا می کنید، پس من را هم دعا می کنید. فرمود: آیا راه دیگری هم به نظرت می رسد که از آن کشف کنی که من تو را دعا می کنم؟ گفتم: نه، راه دیگری به نظرم نمی رسد.

حضرت فرمودند: هر وقت خواستی بفهمی که من درباره تو چگونه هستم، نگاه کن به خودت، ببین من در دل تو چگونه ام. به دل خودت مراجعه کن! ببین وضع من در دل تو چگونه است. از آن کشف کن که وضع تو هم در دل من به همان کیفیت است؛ یعنی اگر تو به من محبت می ورزی، بدان که من هم به تو محبت می ورزم. اگر من را دعا می کنی، بدان که من هم تو را دعا می کنم.

این همه توصیه به دعا برای حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) اینجا ثمره اش ظاهر می شود. وقتی شما برای آن بزرگوار دعا می کنید، کشف کنید که ایشان هم شما را دعا می کنند. وقتی شما صلوات بر محمد و آل محمد می فرستید، که بهترین دعا برای این بزرگواران، همین طلب صلوات و رحمت و رضوان الهی برای آنها است، بدانید آنها هم شما را دعا می کنند.

در روایات دیگر، در مورد دوستان است. همین که معروف است، می گویند: دل به دل راه دارد. اگر می خواهید بدانید دوستتان با شما چگونه است، ببینید شما با او چگونه اید. ارواح به هم متصلند. در مورد افراد عادی این معنا هست. لکن در مورد خصوص ائمه (علیهم السلام) خیلی واضح است؛ چون آنها قلبشان آیینه علم الهی است و در آن، همه آنچه در عالم وجود دارد، منعکس می شود. پس وقتی شما به او محبت می ورزید، بدانید که او هم به شما محبت می ورزد؛ یعنی این ارتباط، ارتباط متقابل است. در صلوات مخصوص که از حضرت حجت روایت است، در عصر جمعه چنین آمده است:

اللهم اعطه فی نفسه و ذریته و شیعته و رعیته و خاصته و عامته و عدوه و جمیع اهل الدنیا ما تقر به عینه و تسر به نفسه و بلغه افضل ما امله فی الدنیا و الاخره.

خدایا! به این بزرگوار، به ولی خودت، درباره خودش، درباره اولادش، درباره اصحابش، درباره شیعه اش، درباره دشمنانش، آنچه چشم او را روشن می کند، به او بده! این دعا از بهترین دعاهاست.

اگر آن حضرت را دعا کنید، یقینا آن بزرگوار هم شما را دعا خواهد کرد. (2)



زخم دل هجران زدگان را تو شفایی

درد غم بی نسخه ما را تو دوایی

عالم همه جا پر شده از تیرگی محض

ما گمشدگانیم و تو مصباح هدایی

مگذار که با ما همه عالم بستیزند

ما با همه گفتیم که تو صاحب مایی

سوگند به تنهایی تنهای مدینه!

تنها تو فقط منتقم خون خدایی

تو وارث بازوی علمدار حسینی

تو پاسخ فریاد تمام شهدایی

با خون دل و اشک روان هر شب جمعه

با مادر خود فاطمه (سلام الله علیها) در کرببلایی

ای کاش که یک لحظه به چشم همه عالم

ز آن گوشه شش گوشه به ما رخ بنمایی

ما پیش تو بودیم ولی حیف نبودیم

تو در دل مایی و ندانیم کجایی

گفتم دعایی کنم بهر ظهورت

دیدم تو دعایی تو دعایی تو دعایی

میثم همه گوش است که از خویش بگویی

کعبه همه چشم است که در کعبه درآیی(3)

پاورقی:
1- الشافی، صفحه 656
2- جلسه 401 درس خارج مقام معظم رهبری، 1/12/89

3- حاج غلامرضا سازگار

منبع: تبیان


جمعه 25 شهریور 1390
تکلیف چهارم (تابع تکلیف اول)
از جمله تکالیف مومن، معرفت و شناخت علایم ظهور اما زمان علیه السلام است که سابقا بیان شد؛ شناخت علایم ظهور، جزئی از شناخت شخص آن حضرت است. این علایم بسیارند و بر دو دسته اند: حتمی و غیرحتمی؛ که شناخت هر دو آن ها ضروری و لازم است و ضروری تر از همه و لازم تر، همان شناخت دسته نخست، یعنی علایم حتمی است.

طبق روایات اسلامی، علایم حتمی پنج علامت می باشند با اختلافی که احیاینا در تعیین این پنج علامت بین روایات دیده می شود.
این علایم عبارتند از:
1- خروج سفیانی؛ 2- خروج و قیام یمانی؛ 3- صیحه و ندای آسمانی؛ 4- کشته شدن و قتل نفس زکیه؛ 5- فرو فتن در بیداء

در دروایات آمده است، پدیدار شدن کف دستی در کره ماه نیز از امور حتمی است.

« قالَ ابو عبداللهِ الصادقُ علیه السّلام : لِلقائمِ علیه السَلام خَمسُ علاماتٍ : ظهورُ السِفیانِیّ وَ الیَمانِیّ وَ الصَّیحَةُ مِنَ السَّماء وَ قَتلُ النَّفسِ الزِکِیِة وَ الخَیفُ بِالبَیداء. 1»

امام صادق علیه السّلام: « برای قائم ، پنج علامت است: ظهور سُفیانی و ظهور یمانی و صدایی از آسمان و کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن در زمین بیداء.»

در روایات آمده است که سُفیانی مردی است سفید و سرخ و چشم کبود که در ماه رجب قیام خواهد کرد و چند کشور را تسخیر خواهد نمود و خروج و قیام او و حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف در یک سال است .

او پس از فتوحاتی چند، در عراق متوجه می شود که حضرت مهدی علیه السّلام در مکه قیام نموده است؛ بنابراین، سپاهی بزرگ به سوی او گسیل می دارد که این سپاه در زمینی به نام بیداء – بین مکّه و مدینه – در زمین فرو می رود و این، دومین علامت حتمی ظهور است.
هم چنین پیش از ظهور آن حضرت قیام هایی نظیر قیام حسنی و قیام یمانی خواهد بود که قیام یمانی از علایم حتمی است. شنیدن دو صدا و ندای عام، یکی از آسمان و دیگری از زمین، از علایم حتمی خواهد بود. در ندای نخست، جبرئیل علیه السّلام به نام حضرت قائم به نام پدرش علیه السّلام صدا می کند و ندا در می دهد که حق با علی بن ابی طالب علیهم السّلام و شیعیان اوست، و همگان آن را به گوش خود می شنوند حتّی زنان پشت پرده و محجوب .

هم چنین قبل از قیام امام علیه السّلام، فردی جلیل القدر، در مکّه و در مراسم حج کشته می شود که از او تعبیر به "نفس زکیه" می شود که تفصیل تمام این مطالب در کتب غیبت امام زمان علیه السّلام آمده است.

اهمیت شناخت علایم ظهور، به ویژه علایم حتمی، آن گاه آشکار می شود که بدانیم بسیاری از آنان که در طول تاریخ در برخورد با مدّعیان دروغین مهدویّت، از دین بازگشته و سر از ارتداد در آورده و گرفتار ظلمات و گمراهی شده اند، به آن جهت بوده است که با علایم و ویژگی های قیام و ظهور آن حضرت و توابع آن ها، چه در مقدمات ظهور و چه در مؤخرات آن، آشنا نبوده اند و گرنه دچار گمراهی نمی شدند و برامامت و ولایت آن حضرت ثابت قدم می ماندند و هرگز دچار اشتباه نشده، فریب نمی خوردند و امام علیه السّلام را با غیر، اشتباه نمی گرفتند.

آشنایی و شناخت علایم ظهور به ویژه علایم حتمی، می تواند ما را برای تشخیص حق از باطل یاری نماید و امام زمان علیه السّلام را به ما معرفی نموده و بر آن دارد تا خود را برای لقا و قیام آن حضرت مهیّا و آماده سازیم و در اطاعت از فرامین او کوتاهی ننموده و تأخیری روا نداریم.

«قال زرارة : قالَ الصادقُ علیه السّلام : یُنادی مُنادٍ مِنَ السَّماء اَنَّ فُلاناً هُوَ الاَمیرُ وَ یُنادی مُنادٍ: اَنَّ عَلِیِاً وَ شیعتَهُ هُمُ الفائِزونَ.
قُلت: فَمَن یُقاتِلُ المَهدیَّ علیه السلام بَعدَ هذا؟ فَقالَ: اِنَّ الشَّیطانَ یُنادی: اَنَّ فُلاناً وَ شیعَتَهُ هُمُ الفائزُونَ، یَعنی رَجُلاً مِن بَنی اُمَیَّةِ. قُلتُ فَمَن یَعرِفُ الصّادِقَ مِنَ الکاذِبِ ؟
قالَ علیه السّلام: یَعرِفُهُ الَّذینَ کانُوا یَروُونَ حدیثَنا، وَ یَقُولُونَ: اَنَّهُ یَکُونُ قَبلَ اَن یَکُونَ وَ یَعلَمُونَ اَنَّهُم هَمُ المُحِقُّونُ الصّادِقٌونَ.2 »

زراره می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند: « آواز دهند ای از آسمان بانگ خواهد زد که تنها فلانی (مهدی) امیر است و آوازدهنده ای ندا خواهد داد که همانا تنها علی و شیعیان او رستگارند. زراره عرضه داشت : پس، بعد از این آوازه و ندا، چه کسی با مهدی می جنگد؟
آن حضرت فرمودند: همانا شیطان ندا خواهد داد : به درستی که فلانی و شیعیان او رستگارند، یعنی مردی از بین امیه.
زراره می گوید: پس چه کسی راست گو را از دروغ گو باز می شناسد ؟ فرمودند: کسانی که از قبل، حدیث ما را روایت نموده و می گفتند : پیش از قیام، این ندای آسمانی خواهد بود، صادق را می شناسند، و می فهمند آنان خود بر حق و راست گو هستند.»

پی نوشت:
۱- الغیبة (نعمانی) ص ۲۵۲ باب علامت ظهورح۹.
۲- الغیبة (نعمانی) ۲۶۴ح ۲۸
برگرفته از کتاب راه وصال سید محمد رضا حسینی مطلق


>>

تعداد بازدیدکنندگان : 367879


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

یاران ، این قافله ، قافله ی عشق است و این راه که به سرزمین کربلا می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که: الرحیل الرحیل.
از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد.این دعوت فَیَضانی است که علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و ... بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین ، حسین ، حسین ...  . نمی تپد ، حسین حسین می کند .
یاران شتاب کنید که زمین نه جای ماندن است ، که گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفکند؟ ... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا ، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین که از من و تو شایسته تر است.
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

شناسنامه کامل من...


Free Page Rank Tool