آخرین مسافر
دی 1393
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30


آرشیو
موضوع بندی
سه‌شنبه 28 اردیبهشت 1389
۴- خَسَفِ بَیْدا


چهارمین نشانه از نشانه ‏هاى حتمى، از نظر تسلسل زمانى خسفِ سرزمین بیدا مى‏ باشد.

خَسْف در لغت به معناى فرو ریختن چیزى در زمین مى ‏باشد. چنانکه قرآن کریم در مورد قارون مى‏ فرماید: »فَخَسَفْنا بِهِ وَبِدارِهِ الاَرْض«؛ ما او را با خانه‏ اش در زمین فرو بردیم.(160) و بَیْدا در لغت به معناى دشت هموار، پهناور، خالى از سکنه و آب و علف مى‏ باشد. در میان مکه و مدینه سرزمین پهناور و دشت‏ شن‏ زارى است که بَیْدا نام دارد. منظور از خَسفِ بیدا فرو رفتن سپاه سفیانى در سرزمین بیدا مى‏ باشد.

هنگامى که سپاه سفیانى از مدینه منوّره براى معارضه با حضرت مهدى (161) به سوى مکه معظمه حرکت مى‏ کنند، چون به سرزمین بیدا رسیدند، جبرئیل امین فریاد بر مى‏ آورد که‏ اى سرزمین بیدا، این گروه ستمگر را در کام خود فرو ببر. پس زمین دهان باز مى‏ کند و همه آنها را در کام خود فرو مى‏ برد. از بررسى روایات ملاحم و فتن روشن مى‏ شود که این حادثه در حدود یک ماه بعد از ظهور حضرت ولى عصر علیه السلام رخ مى‏ دهد. بدین‏ترتیب خسف بیدا را نمى‏ توان از نشانه‏ هاى ظهور به معناى اخصّ کلمه به شمار آورد، بلکه باید آن را از نشانه‏ هاى قیام حضرت دانست.

بر اساس روایات فراوان که برخى از آنها را با عنوان زمان پیام نقل کردیم و سندش را بررسى نمودیم؛ ظهور حضرت در شب بیست و سوم رمضان و قیام آن حضرت در روز عاشورا خواهد بود. بدین‏ ترتیب میان ظهور و قیام دقیقاً سه ماه و هفده روز فاصله است که دو نشانه از نشانه‏ هاى حتمى در این فاصله رخ مى‏ دهد: خسف بیدا و قتل نفس‏ زکیه.

خسف بیدا یکى از نشانه‏ هاى حتمى قیام حضرت ولى عصر علیه السلام مى‏ باشد که با هیچ خسف دیگرى قابل اشتباه نیست.

جایگاه خسف بیدا در قرآن: قرآن کریم در دو مورد پیرامون خسف بیدا سخن گفته:

»یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقاً لِمَا مَعَکُم مِن قَبْلِ أَن نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا«؛ اى کسانى که کتاب داده شده ‏اید، به آنچه فرو فرستادیم درحالیکه تصدیق کننده کتابى است که با شماست، ایمان بیاورید، پیش از آنکه بر چهره‏ هایى بزنیم و آنها را به پشت سر برگردانیم.(162)

خداوند در این آیه اهل کتاب را از روزى بیم داده که در آن روز بر چهره ‏هایى زده مى‏ شود و صورتشان به پشت سرشان برگردانیده مى‏ شود. مبرّد گفته: این تهدید الهى تاکنون اتفاق نیفتاده، ولى به حال خود باقى است تا پیش از رستاخیز با مسخ شدن افرادى و برگشتن صورت هایشان به پشت سرشان تحقق پیدا کند.(163)

اما اینکه این تهدید الهى کى اتفاق خواهد افتاد؟ روایات فراوان از پیشوایان معصوم داریم، که به یک نمونه از آنها بسنده مى‏کنیم.

امام باقر علیه السلام در یک حدیث بسیار طولانى از کارنامه سیاه سپاه سفیانى و جنایات وحشیانه آنها سخن گفته، در پایان از ورود آنها به سرزمین بیدا گفتگو کرده مى‏ فرماید: آن‏ گاه منادى آسمانى ندا سر مى‏ دهد: یا بَیْدا اَبیدى بِالْقَوم؛ اى سرزمین بیدا این گروه را نابود کن. پس زمین دهان مى‏ گشاید و آنها را در کام خود فرو مى‏ برد، به جز سه تن که از تیره کلب هستند. خداوند صورت آنها را به پشت‏ سرشان بر مى‏ گرداند. آن‏ گاه آیه را تلاوت کردند و فرمودند: این آیه در حق آنها نازل شده است.(164) این حدیث به همین تعبیر از طریق عامه نیز از امام باقر علیه السلام روایت شده است.(165)

قرآن‏ کریم در آیه دیگرى فرموده: »وَلَوْ تَرى اِذْ فُزِعوا فَلا فَوْتَ وَاُخِذوا مِن مَکانٍ قَریب«؛اگر آنان را مشاهده کنى که دچار وحشت شده‏ اند و رهایى ندارند و از مکان نزدیک گرفتار مى‏ شوند.(166)

در روایات فروان تأکید شده که این آیه در مورد خسف بیدا نازل شده که به برخى از آنها اشاره مى‏ کنیم.

پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه و آله و سلم کارنامه سیاه سفیانى و قتل عام مدینه توسط آنان را شرح مى‏ دهد، در پایان مى‏ فرماید: چون به سرزمین بیدا رسیدند، خداوند جبرئیل را براى نابودى آنها مى‏ فرستد. جبرئیل با پاى خود بر زمین بیدا مى‏ زند، پس همه آنها را در کام خود فرو مى‏ برد. این است معناى آیه »وَلَوْ تَرى اِذْ فُزِعوا«. تنها دو نفر از آنها مى‏ ماند که یکى بشیر و دیگرى نذیر است و آن دو از قبیله جهینه مى‏ باشند.(167)

امیر مؤمنان‏ علیه السلام از گسیل داشتن لشکرى جرّار به مدینه توسط سفیانى سخن گفته و در پایان از فرو رفتن آنها در کام زمین در سرزمین بیدا گفتگو نموده، مى‏ فرماید: این است معناى کلام خداوند که مى‏ فرماید: »وَلَوْ تَرى اِذْ فُزِعوا«.(168) همچنین در ضمن یک حدیث طولانى که به صورت مکتوب براى معاویه ارسال نموده، از کارنامه سیاه سفیانى و از فرو رفتن سپاه او در سرزمین بیدا با استشهاد به آیه یاد شده خبر داده، در پایان مى‏ فرماید: آنها از زیر قدم‏ هایشان در زمین فرو مى‏ روند و کسى از آنها باقى نمى‏ ماند، به جز گزارش‏ گرى که خداوند صورتش را به پشت سرش بر مى‏ گرداند.(169) و در حدیث دیگرى از ساربانى سخن مى‏ گوید که شترش رم مى‏ خورد. او به دنبال شترش مى‏ رود، چون بر مى‏ گردد کسى را نمى‏ یابد و سر نخى پیدا نمى‏ کند، وى گزارش آنها را براى مردم بازگو مى‏ کند.(170)

ابو حمزه‏ ثمالى از امام زین العابدین‏ علیه السلام روایت مى‏ کند که این آیه در مورد سپاه سفیانى است که در سرزمین بیدا از زیر قدم‏ هایشان گرفتار مى‏ شوند.(171)

در احادیث عامه تعداد لشکر سفیانى که در بیدا هلاک مى ‏شوند را 70000 نفر نقل کرده‏ اند.(172) در این احادیث هدف از این لشکرکشى را پیکار با حجت خدا و تخریب خانه خدا بیان کرده‏ اند.(173)

کارنامه سیاه سپاه سفیانى: در احادیث فراوان از کارکرد سپاه سفیانى به ویژه از قتل و غارت آنها در شهر مدینه سخن رفته است. ما در اینجا فقط به یک نکته اشاره مى‏ کنیم: لشکر سفیانى مدینه را ویران مى‏ کنند، شدیدتر از داستان حَرَّه.(174)

داستان حرّه سیاه ‏ترین کارنامه سپاه یزید بن معاویه است که یک سال بعد از فاجعه کربلا به فرمان او در منطقه حرّه از محلّات مدینه منوره انجام یافت. فاجعه حرّه به قدرى شرم‏ آور است که هیچ مورّخى به خود اجازه نداده مشروح آن را بر روى صفحات کاغذ منعکس کند.

در مورد سپاه سفیانى و خسفِ آنها در سرزمین بیدا، دامنه سخن بسیار گسترده است، به جهت محدودیت این نوشتار از همه آنها صرف نظر مى‏ کنیم.

 
منبع: لزوم تفکیک علائم‏ حتمى ظهور از علائم غیرحتمى
نوشته على ‏اکبر مهدى‏ پور



160.      یاقوت، معجم البلدان، ج1، ص 523.
161.      سوره نسا (4)، آیه 47.
162.      ثعلبى، الکشف و البیان، ج 3، ص 324.
163.   عیاشى، التفسیر، ج 1، ص 402، ح 990؛ نعمانى، الغیبة، ص 280؛ شیخ مفید، الاختصاص، ص 256؛ بحرانى، البرهان، ج 3، ص 115.
164.      سلمى، عقد الدرر، ص 89.
165.      سوره سبأ (34)، آیه 51.
166.      طبرى، جامع البیان، ج 22، ص 73؛ ثعلبى، الکشف والبیان، ج 8، ص 95؛ طبرسى، مجمع البیان، ج 8، ص 622.
167.      نعمانى، الغیبة، ص 305، ب 18، ح 14.
168.      سلیم بن قیس، کتاب سلیم، ص 159.
169.      نعیم بن حماد، الفتن، ص 258، ح 950.
170.      ابو حمزه ثمالى، تفسیر القرآن الکریم، ص 274؛ طبرسى، مجمع البیان، ج 8، ص 621.
171.      سلمى، عقد الدرر، ص 79 - 76.
172.      همان.
173.      ابن‏حماد، الفتن، ص 257؛ سیوطى، الحاوى‏للفتاوى، ج 2، ص 67.
174.      سوره کهف (18)، آیه 74.


تعداد بازدیدکنندگان : 456255


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها


Free Page Rank Tool